پنجشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۷

درباره گناباد

سیاح کلاتی

سیاح کلاتی

از محدثين، وعاظ و شعراي مهم و مشهور گناباد مرحوم شيخ سياح کلاتي فرزند رجبعلي متخلص به سياح بود که در سال 1193 قمري در کلات از قراي براکوه که در شاهنامه نيز از آن ياد شده متولد گرديد .
جهت تحصيل ابتدا به مشهد سپس به تهران و از آنجا به غرب ايران و عراق عرب حرکت کرد در راه قزوين گرفتار راهزنان شد و و در يکي از شبهاي محرم پس پس از گريه زياد به خواب رفت و يکي از ائمه به خوابش آمد و سه خواسته او را برآورده کرد که خودش در اين باب گرفته است :
هميشه شکر خداوند مي کند سياح مرا که فيض شب قدر در محرم داد مرحوم سياح به هر جايي مي رفت از منبر و وعظ او استقبال مي شد و سفرههاي زيادي به مشهد ، اصفهان ، تهران و عراق و ديگر بلاد نمود بطوريکه در تمام ايران معروف شد و کمتر واعظي در شهرت به پاي او مي رسيد و اشعار خوبي در مدح و مرثيه اهل بيت نيز شسروده است .
سياح در سال 1253 در حدود هفتاد سالگي در کلات فوت نمود و از او چندين فرزند اناث و ذکور که همگي اهل منبر و وعظ و علم بودند بجاي مانده است .

- پرتال فرمانداری گناباد

 خواجه اختیارالدین منشی گنابادی

خواجه اختیارالدین منشی گنابادی

خواجه اختیارالدین حسن فرزند علی یکی از خوشنویسان بزرگ قرن دهم هجری بوده است. او را از بزرگ‌ترین اساتید خط تعلیق می‌دانند. وی مدت سی سال در دربار سلطان محمد خدابنده فرزند اول شاه طهماسب صفوی به‌کار نوشتن نامه‌های شاه اشتغال داشت. اکثر مورخین وفات وی را در سال ۹۹۰ هجری دانسته‌اند ولی کتاب دانشوران خراسان آن‌را ۹۷۰ ذکر کرده است.
بسیاری او را اهل هرات ذکر کرده‌اند اما در یک مرقع او در امضای خود نسبش را چنین ذکر کرده است: "اختیارالمنشی بن علی الجنابادی فی شهود سنه ۹۲۴ " که به این ترتیب در نسب گنابادی او جای تردید نیست. شاهکاری منسوب به خواجه اختیار منشی گنابادی، یکی از معدود آثار بجای مانده منسوب به خواجه اختیار منشی گنابادی است. خواجه در این تابلو زیبا نوشته است: لیالی رمضان المبارک است و ساعت از چهار گذشته دماغ مشق سوخته، نماز هم نخوانده‌ام آنرا باین صحفه مشق اختصار می‌شود انشالله اگر حالت بعد از نماز مقتضی شد صحفه دلی نوشته و الا برای فردا شب والله العالی.

پروفسور ابوالقاسم پاکدامن

پروفسور ابوالقاسم پاکدامن

پروفسور ابوالقاسم پاکدامن در سال ۱۳۱۳ در گناباد متولد شد و تحصيلات ابتدايي خود را در گناباد و در دبستان ملامظفر گذراند. پس از پایان دبیرستان به آلمان رفت و در رشته پزشکی مشغول به تحصیل شد.
در طول اقامت در خارج از کشور، دوره های ویژه ای را در دانشگاههای زیر با موفقیت گذراند:
- تخصص جراحی عمومی از دانشگاه های ماینز و دسلدرف
- فوق تخصص جراحی قلب و عروق، قفسه سینه از دانشگاه اسن
- جراحی تجربی از دانشگاه لوون بلژیک
پاكدامن همچنين اولين مترجم كتاب ابوعلي سينا از عربي به فارسي است. او بنيانگذار و رئيس پژوهشكده درمان با اكسيژن دوسلدورف آلمان بوده و مبتكر روش درمان با آگاهي هاي مثبت و همچنين كاشف روش اكسيژن درماني خوراكي است.
روش پروفسور پاكدامن كه توسط خودش بعد از سال ها تحقيق در پيشرفته ترين انستيتوهاي اروپا اجرايي شد، اكسيژن تراپي خوراكي است كه جايزه بزرگ پزشكي آلمان را براي او به ارمغان آورد. اين روش كه خاص خود ابوالقاسم پاكدامن بود، روشي نوين براي درمان و حتي پيشگيري از اكثر سرطان هايي است كه امروزه با اشعه تراپي و شيمي درماني قابل علاج نيستند؛ اگرچه نكته شگفت انگيز در مرگ پاكدامن، گرفتارشدن خود او به بيماري سرطان است. او كه بيش از 20مورد اختراع پزشكي و دارويي را در مراكز معتبر جهاني درباره بيماري سرطان به نام خود به ثبت رسانده است، پس از گرفتاري به بيماري سرطان، حدود 50 روز در بيمارستان بستري بود.
او علاقه زيادي به وطنش داشت و پس از اجراي موفقيت آميز طرح اكسيژن درماني خوراكي در آلمان و آمريكا، به ايران بازگشت و در شهر اروميه نيز اين طرح را اجرايي كرد تا ايران سومين كشوري در جهان باشد كه داراي اين فناوري در درمان بيماران سرطاني است.
پروفسور پاکدامن سرانجام در روز بيست و يکم اسفندماه ۱۳۸۹ در شهر دوسلدورف آلمان در ۷۶ سالگي درگذشت و پيکرش به ايران بازگردانده و در گناباد به خاک سپرده شد.

محمد پروین گنابادی

محمد پروین گنابادی

پروینِ گُنابادی، محمد، نویسنده، محقق و مترجم معاصر. به سال ۱۲۸۲ش در قصبة کاخک گناباد به دنیا آمد. خاندان وی از روحانیان منطقة گناباد و فردوس بودند. پدرش عباس ملقب به شمس الذاکرین فرزند ملاّ امیر بود. از روزگار صفویان تا دوران این ملاّ امیر، دو تن به نام ملاّ امیر از نیاکان پدری وی بودند که نخستین آنان در دورة صفویان برادر فاضل خان، مؤسس مدرسة فاضل خان مشهد، بود (پروین گنابادی، ۱۳۵۳ ش الف، ص ۷۷۰).
پروین در هفت سالگی به مکتبخانه رفت. پس از آنکه تحصیلات مکتبخانه را در کاخک به پایان رسانید، نزد پدرش قسمتی از مقدمات علوم قدیم را فرا گرفت و حدود دو سال در مدرسة حبیبیة فردوس و مدرسة قدیم قاین تحصیل کرد. در پانزده سالگی به مشهد رفت. در مدرسة فاضل خان و سپس مدرسة نواب ادبیات عرب آموخت (همان، ص ۷۷۱؛ «محمد پروین گنابادی : معلم و دانشمندی نمونه»، ص ۲۶۳) و در زمرة شاگردان خصوصی ادیب نیشابوری * درآمد (جشن نامة محمد پروین گنابادی، ص هشت). ادیب نیشابوری در درس خصوصی خود شاگردانی را می‌پذیرفت که ذوق شاعری داشتند. پروین اشعارش را برای ادیب خواند، ادیب او را پذیرفت، اما از تخلّص وی، فانی، خوشش نیامد و به او پیشنهاد کرد که نام ستاره ای را انتخاب کند. او هم «پروین» را برگزید که بعداً نام خانوادگی او شد و کلمة گنابادی را به سبب علاقه به زادگاه خود بر آن افزود (پروین گنابادی، ۱۳۵۲ ش، ص ۲ـ۳؛ همو، ۱۳۵۳ش الف، ص ۷۷۰). پروین در درس خصوصی ادیب مهم‌ترین آثار ادبیات عربی و فارسی، و همچنین عروض را فرا گرفت. در همین زمان با ایرج میرزا ملاقات کرد (پروین گنابادی،۱۳۵۳ش ب، ص ۱۶۵ـ۱۶۶؛ همو، ۱۳۵۲ ش، ص ۱۵). او در درس منظومه اغلب به محضر حاج فاضل و آقابزرگ حکیم که از استادانِ بنام در فلسفه و حکمت قدیم بودند، می‌رفت (پروین گنابادی، ۱۳۵۳ ش الف، ص ۷۷۱). در بیست سالگی تنگی معیشت او را به تدریس در دبستان دولتی احمدی مشهد کشاند و پس از چهار سال در دبیرستان شاهرضا به سمت دبیری ادبیات برگزیده شد (همانجا). در ۲۶سالگی ازدواج کرد (پروین گنابادی، ۱۳۵۲ ش، ص ۱۴) و از ۱۳۱۷ش به بعد علاوه بر تدریس در دبیرستان‌ها در ادارة تحقیق اوقاف و بازرسی فنی مدارس مشهد نیز خدمت می‌کرد. در ۱۳۲۲ش ریاست دانشسرای دختران مشهد را بر عهده گرفت و در اواخر همان سال به نمایندگی مجلس شورای ملی از سبزوار انتخاب شد. پس از پایان دورة مجلس از سیاست کناره گرفت و در وزارت فرهنگ مشغول به کار شد.


در اوایل ۱۳۲۸ش که به علت فعالیت‌های سیاسی گذشته بیکار شده بود، به پایمردی استاد مدرس رضوی، با علی اکبر دهخدا آشنایی یافت و پس از چندی، از همکاران نزدیک دهخدا در تدوین لغتنامه شد (پروین گنابادی،۱۳۵۳ ش الف، ص ۷۷۱ـ ۷۷۳). او در دو سال، نزدیک به یک میلیون یادداشت از متن‌های مهم استخراج کرد و لغات محلی گناباد و مشهد را از یادداشت‌های خود بر آن افزود (پروین گنابادی، ۱۳۵۲ ش، ص ۸). علاوه بر تنظیم حرف «ذ» با همکاری دهخدا و حرف «غ» با همکاری شهاب فردوس حرف «ط» و بخشی از حرف «الف» (الف س ـ الف ص) را به عهده داشت و برای حرف «ی» که قرار بود آن را تنظیم کند، مآخذ و برگه‌های بسیاری فراهم آورد و در ضمن ترجمة مقدمة ابن خلدون، برخی از اعلام آن را برای لغتنامه یادداشت برداری کرد. وی از ۱۳۴۵ش تا واپسین دم عمر عضو هیئت مقابلة لغتنامه بود (پروین گنابادی، ۱۳۵۳ ش الف، ص ۷۷۴ـ ۷۷۵).
پروین در اواخر ۱۳۲۸ش ضمن همکاری با لغتنامة دهخدا به بررسی کتاب‌ها از جهت اصالت محتوی و درستی نگارش در وزارت آموزش و پرورش پرداخت (همان، ص ۷۷۵) و مدت دوازده سال ویراستاری زبانی کتاب‌های دانشکده‌های علمی (پزشکی، فنی، علوم) دانشگاه تهران به عهدة وی بود (همانجا). از اواخر دهة چهل تا پایان عمر با بنیاد فرهنگ ایران در زمینة تدوین فرهنگ تاریخی زبان فارسی همکاری داشت. سال‌ها در بخش زبانهای خارجی دانشکدة ادبیات دانشگاه تهران، مدرسة عالی آمار، دانشسرای تربیت معلم و دورة فوق لیسانس پژوهشکده فرهنگ ایران به تدریس مشغول بود (همان، ص ۷۷۵ـ۷۷۶). در هفتادمین سال تولدش، دوستان و شاگردان وی به پاس پنجاه سال خدمات فرهنگی استاد مجموعه ای، با عنوان جشن نامة پروین گنابادی، به وی اهدا کردند. در تاریخ ششم مهر ۱۳۵۵، شورای دانشگاه تهران به پاس خدمات ارزندة او در زمینة شناسایی و شناساندن متفکران ایرانی و اسلامی به وی دکترای افتخاری در رشتة الهیّات و معارف اسلامی اهدا کرد.
فهرست آثار پروین گنابادی بدین قرار است: ترجمة روح تربیت گوستاو لوبون (روزنامة صاعقة شرق مشهد، ۱۳۰۶ش)؛ راهنمای مطالعه (۱۳۱۳ش)؛ اندیشه‌ها (۱۳۱۳ش)؛ سخن نامه (۱۳۱۵ش)؛ فن مناظره (روزنامة آزادی مشهد، ۱۳۱۵ش)؛ دسته گل سوسن (۱۳۱۶ش)؛ پرورش اراده (۱۳۱۷ش)؛ شیوة نگارش (۱۳۱۷ش)؛ هفت خوان رستم (۱۳۱۹ش)؛ دستور زبان فارسی و خودآموز املاء و انشاء، در سه جلد (۱۳۳۲ش)؛ ترجمة مقدمة ابن خلدون (۱۳۳۶ش)؛ تصحیح مجدد تاریخ بلعمی مصحِّح ملک الشعرا (۱۳۴۱ش)؛ قواعد کلی عربی با همکاری یدالله شکری (۱۳۵۲ ش)؛ بازی‌های محلی (۱۳۵۵ش)؛ تدوین بعضی کتاب‌های درسی دانشکدة مکاتبه ای دانشگاه سپاهیان انقلاب و نشر بیش از سیصد مقاله در نشریات تهران و خراسان که تعدادی از آنها با نام گزینة مقاله‌ها در ۱۳۵۶ش به چاپ رسیده است.
از آثار پروین، ترجمة عالمانة او از مقدمة ابن خلدون شهرتی خاص دارد. وی در نثر شیوه ای خاص خود داشت و با وجود تبحّر در ادب تازی از به کاربردن ترکیبات عربی پرهیز می‌کرد (جشن نامة محمد پروین گنابادی، ص هشت ـ نه). در بین دست نوشته‌هایی که از پروین باقی مانده است، حجم بسیار زیادی به شعر اختصاص دارد، هر چند که خود راضی به اشتهار در شعر نبود. اما در نخستین کنگرة نویسندگان ایران در ۱۳۲۵ش از سبک و شیوة شاعری او سخن به میان آمده است (کنگرة نویسندگان ایران، ص ۳۵،۳۷). پروین در سالهای پایانی عمر خود در بستر بیماری تا آخرین روزها از کار علمی دست نکشید و سرانجام در روز چهارشنبه اول شهریور ۱۳۵۷ دیده از جهان فروبست.

شيخ محمدتقي بهلول گنابادی

شيخ محمدتقي بهلول گنابادی

شيخ محمدتقي بهلول گنابادی در سال ۱۲۷۹ هجري شمسي در روستاي بيلند شهرستان گناباد چشم به جهان گشود. در كودكي به مكتب رفت و به فراگيري قرآن كريم مشغول شد. هشت ساله بود كه حافظ كل قرآن كريم شد. خواندن و نوشتن را در مكتب پدر آموخت و سپس به تحصيل در رشته علوم قديمه پرداخت. در ۲۷ سالگي به مشهد رفت پس از واقعه مسجد گوهرشاد به علت اين كه از سوي حكومت پهلوي تحت تعقيب قرار گرفته بود به افغانستان گريخت. اما در آنجا دستگير شد و سالهاي زيادي از عمر خود را در زندانهاي مختلف افغانستان گذراند. سپس به ايران بازگشت و تا پايان عمر بي هيچ پاداش و توقعي به هدايت ديني مردم پرداخت.
همه ما بارها و بارها نام هايي چون ميرزارضاي كرماني، ميرزا كوچك خان جنگلي، شيخ فضل الله نوري، نواب صفوي و... را شنيده ايم و يا در كتابهاي تاريخ خوانده ايم، اما چند نفر از ما شيخ محمدتقي بهلول گنابادي را به خوبي مي شناسيم و از مبارزات وي در حدود يك قرن زندگي، آگاهي كامل داريم. شايد بسياري از ما تا تاريخ هفت مرداد ۸۴ روز فوت اين عالم پارسا با نام وي ناآشنا بوده ايم، اما مطمئناً از واقعه كشف حجاب و قيام مسجد گوهرشاد تا حدي اطلاع داريم. تاريخ نشان مي دهد رضا خان كه در ابتدا پايبندي خود را نسبت به نمادهاي ديني در هر كوي و برزن به نمايش مي گذاشت پس از مدتي با همان شيوه نظامي و سركوبگر به محدوده فرهنگي جامعه كه داراي ريشه هاي عميق مذهبي بود وارد شد و رودرروي باورها و اعتقادات مذهبي جامعه قرار گرفت كه اوج اين خيزش را در واقعه مسجد گوهرشاد مي توان مشاهده كرد.
چنان كه در سال ۱۳۱۳ در جشني كه با حضور وزير معارف وقت- ميرزا علي اصغر حكمت- در شيراز برپا شد، گروهي از دختران به روي صحنه نمايش آمده، نقاب از چهره برگرفتند و به رقص و پايكوبي پرداختند.
فرداي آن روز سيد حسام الدين فالي، يكي از علماي بانفوذ شيراز در مسجد وكيل نسبت به اين اقدام به شدت اعتراض كرد. اما وي از سوي دولت دستگير و راهي زندان شد.
پس از آن، آيت الله ميرصادق آقا و آيت الله ابوالحسن انگجي در تبريز نسبت به فرمان تغيير لباس و گذاشتن كلاه شاپو، كه با رخداد دستگيري سيد فالي، همزمان شده بود، اعتراض كردند و دولت در پاسخ، اين دو مجتهد را دستگير و به سمنان تبعيد كرد. رويدادهايي چون دستگيري علماي شيراز و تبريز، نگراني مجتهدين مشهد از مسأله تغيير لباس و كشف حجاب باعث شد تا علماي اين شهر پس از تجمع در منزل آيت الله سيد يونس اردبيلي تصميم بگيرند نماينده اي از سوي حوزه علميه مشهد براي مذاكره نزد رضا خان به تهران بفرستند. اما اين نماينده (آيت الله حاج آقا حسين قمي) در توقفگاهش، باغ سراج الملك شهر ري، دستگير شده و به عتبات تبعيد شد.
با رسيدن خبر دستگيري آيت الله قمي به مشهد گروههايي از مردم در منزل آيت الله سيد يونس اردبيلي متحصن شده و سپس به سوي مسجد گوهر شاد حركت كردند. در اين جا بود كه شيخ محمدتقي بهلول به خواست حاضرين به روي منبري معروف به منبر امام زمان رفته و با وجود اين كه چندي قبل به علت سخنراني بر ضد حكومت رضاخان در مسجد شاه تهران، دستگير و زنداني شده بود به سخنراني پرداخت و خواستار آزادي آيت الله حاج آقا حسين قمي از زندان و اجراي احكام اسلامي شد.
مردم پس از شنيدن سخنان پرشور شيخ بهلول سر به شورش برداشته و در پاسخ به تصميمات ضد مذهبي رضاخان كلاه هاي شاپو را پاره كردند. عمال نظامي رضاخان نيز براي سركوب اين قيام مردمي، در نيمه شب ۲۱ تير ماه ۱۳۱۴ مردم متحصن در مسجد را به گلوله بستند و توپ هاي سنگين حرم امام هشتم(ع) را هدف قرار دادند. عمال رضاخان در اين حمله وحشيانه علاوه بر تخريب بخشي از حرم، قريب به دو هزار نفر از مردم پناهنده به حرم را به خاك و خون كشيدند. سپس به كمك ۵۶ كاميون جنازه ها و اجساد نيمه جان را در گودالي در محله خشت مال ها و باغ خوني مشهد ريختند. همچنين بيش از هزار و پانصد تن از روحانيون و مردم را بازداشت كرده و به زندان انداختند. تعداد زيادي نيز متواري شده و به نجف اشرف و يا ساير نقاط گريختند.
با اين وجود شيخ بهلول توانست به همراه چهار تن از همراهانش از مهلكه بگريزد و به افغانستان برود، اما در افغانستان به درخواست دولت ايران دستگير و زنداني شد و مدت ۲۵ سال از عمر خود را در زندان هاي مختلف اين كشور سپري كرد.
البته اين اولين باري نبود كه وي در صحنه مبارزات عليه دولت دست نشانده رضاخان حضور يافته بود. بلكه نخستين حضور شيخ بهلول در صحنه مبارزات سياسي را مي توان، سخنراني در مجلس بزمي دانست كه به دستور رضاخان و به مناسبت ورود امان الله خان، پادشاه افغانستان و همسرش به ايران در شهرهاي مختلف برپا مي شد، دانست. رضاخان در راستاي اجراي سياست هاي ضدمذهبي خود از امان الله خان دعوت كرد تا به همراه همسر بي حجاب خود به ايران بيايد و از شهرهاي تبريز، زنجان، قزوين، تهران، سمنان، دامغان، شاهرود، سبزوار، مشهد و تربت جام ديدن كند.
به دستور رضاخان در طول اين مسير باغ ملي هر شهر را آذين بسته و مقدمات جشن و پايكوبي را مهيا مي كردند. از قضا ورود امان الله خان به سبزوار مصادف با شب اول محرم بود. اما به دستور رضاخان باغ ملي شهر را چراغان كرده و مقدمات جشن را آماده كردند. شيخ بهلول كه در آن زمان طلبه اي بيش نبود و به همراه مادر و پدر خود در سبزوار سكونت داشت با ناراحتي به باغ ملي مي رود. حضور وي در آن جا باعث تعجب مردم مي شود. اما وقتي مردم از علت حضور وي آگاه مي شوند از او مي خواهند تا رهبري اعتراض را برعهده بگيرد. بنابراين شيخ از شهردار سبزوار مي خواهد تا مانع برگزاري اين جشن شود. او به آنها پانزده دقيقه فرصت مي دهد تا آذين بندي ها را جمع كنند. شهردار با مشاهده جمعيت زياد مردم خواسته شيخ بهلول و همراهانش را اجابت كرده و در مدتي كه شيخ و ساير افراد همراه او سرگرم خواندن نماز مغرب و عشاء در مسجد سبزوار بودند، بساط جشن و سرور را برمي چيند. اين اعتراض اولين حضور شيخ بهلول در صحنه مبارزات سياسي عليه حكومت دست نشانده پهلوي بود.
بعد از اين اتفاق شيخ با شنيدن شايعه اي در خصوص برخورد رضا خان با علماي قم پياده راهي اين شهر مي شود.
زيرا بر طبق قانوني كه رضا خان وضع كرده بود هر فردي براي سفر، حتي در داخل كشور، بايد از شهرباني محل
سكونت خود مجوز سفر دريافت مي كرد و براي اين كار ضمن معرفي دو ضامن بايد تعهد مي كرد كه اقدامي عليه دولت انجام ندهد.
اين سفر مدت يك ماه و نيم طول كشيد. وي پس از رسيدن به قم مدت يك سال و نيم در آنجا به تحصيل پرداخت و مدتي نيز به دليل تصميم شهرباني به اخراج وي از قم به صورت مخفيانه در اين شهر زندگي كرد.


شيخ محمدتقي بهلول گنابادي علاوه بر حضور در صحنه مبارزات سياسي اهل شعر نيز بود. به طوري كه از وي بيش از چند ده هزار بيت شعر به يادگار مانده است. اشعاري چون:


دار دنيا منزلي پست و خس است
نيست منزل در حقيقت محبس است
مردمي كه اندر جهاني فاني اند
چون به دقت بنگري زنداني اند
كس در اين زندان ز غم آزاد نيست
يك دلي در دار دنيا شاد نيست
روح انسان تا كه در بند تن است
هست زنداني و حبسش مسكن است


همچنين وي هزاران بيت از اشعار شاعران ديگر را از بر بود. علاوه بر اينها مجتهد، حافظ كل قرآن كريم مسلط به فقه اهل سنت، ادبيات عرب و تاريخ انبياي اسلام بود و سابقه تدريس در دانشگاه الازهر مصر، فعاليت علمي و فرهنگي در راديو شرق الاوسط مصر و راديو بغداد داشته است. وي پس از آزادي از زندان افغانستان به دمشق مي رود و در مدت يك سال ونيم اقامت در آن كشور از طرف جمال عبدالناصر به سمت رئيس بخش فارسي صدا و سيماي مصر منسوب شد. سرانجام اين شاهد زنده تاريخ يك صد ساله اخير ايران و جهان پس از سه ماه به سر بردن در حالت كما در حالي كه از كما خارج شده بود دار فاني را وداع گفت و به جمع شهداي واقعه مسجد گوهرشاد پيوست. رهبر معظم انقلاب اسلامي، آيت الله سيد علي خامنه اي، در پيامي درگذشت اين روحاني وارسته و پارسا را تسليت گفتند و او را يكي از شگفتي هاي قرن حاضر دانستند و زهد و وارستگي، تحرك، تلاش بي وقفه، ذهن روشن و فعال، حافظه بي نظير، منش فقيرانه، شجاعت، فصاحت و... را از جمله خصوصيات منحصر به فردي ذكر كردند كه از وي انساني استثنايي ساخته بود.
پيكر شيخ محمدتقي بهلول گنابادي، محور قيام مسجد گوهرشاد، كه سالهاي زيادي از عمر خود را به مبارزه با اختناق رضاخاني و سلسله پهلوي، خدمت به مردم و عبادت گذراند روز دهم مرداد از مدرسه عالي شهيد مطهري تشييع و در گناباد به خاك سپرده شد.

ملامظفر گنابادی

ملامظفر گنابادی

علی بن محمد قاسم منجّم مظفر گنابادی در زمان شاه‌عباس اول (۹۹۶-۱۰۳۸ق) می‌زیست و از مشاهیر منجمین و ریاضیدانان و معاصر شیخ بهائی (م۱۰۳۱ق) بود. در "هدیهٔ العارفین" سال وفات وی در حدود ۱۰۴۰ق ذکر شده و نام او تحت عنوان اصفهانی آمده است.
از آثار وی: "اختیارات نجوم" یا "اختیارات مظفری"؛ "تنبیهات‌المنجمین" یا "تنبیهات مظفری" ، به فارسی ، در احکام نجوم که برای شاه عباس اول تألیف کرد و آن را در ۱۰۲۴ق به پایان برد. "منتخب التنبیهات" ، در نجوم؛ که ملخص "تبیهات‌المنجمین" است؛ "الحاتمیهٔ" ، در بیان خط نصف النهار و معرفت سمت قبله که به‌‌همین جهت آن را "قبله‌الافاق" نیز نامید به نام حاتم بیگ اردوبادی ، وزیر اعتمادالدوله ، نوشت؛ شرح "بیست باب"ملا عبدالعلی بیرجندی ، در معرفت تقویم رقمی که معروف به "شرح بیست باب"؛ ملا مظفر می‌باشد و در ۱۰۰۴ق از شرح آن فراغت یافت.

- ویکی پدیای فارسی
- آفتاب آنلاین

ابومنصور ریابی

ابومنصور ریابی

ابومنصور از وزرای طغرل فرزند میکاییل فرزند سلجوق بنیانگذار سلسله سلجوقیان بوده است. هم اکنون در روستای ریاب واقع در شهرستان گناباد مزاری هست که به مدفن ابو منصور شهرت دارد. برادرش ابوسعید نیز از وزرای صاحب جاه و قدرت بود. وی عادت داشت که قبل از اتمام دعا و نماز صبحگاه به امر دیگری نپردازد. مورخین نوشته‌اند که روزی در حالی که هنوز نمازش تمام نشده بود، فرستاده شاه رسیده و گفت باید هر چه زودتر به خدمت شاه برسد. ابومنصور اعتنایی نکرد و طبق معمول نمازش را به پایان رساند. شاه که از تاخیر او بسیار ناراحت بود علت را جویا شد. ابومنصور گفت: «من بنده پروردگار عالمیانم و چاکر شهریار جهان. با خود نذر کرده‌ام که هر صبح تا از عرض بندگی و نیاز به درگاه کریم کارساز نپردازم خود را در سلک ملازمین درگاه و قایمین به خدمت سلطان منتظم نسازم.» این جواب مورد پسند سلطان واقع شد و او را بخشید.

- ویکی پدیا

🔹 گنابادنت (gonabadnet.ir) تنها سایت تخصصی ارائه مطالب در مورد گناباد با هدف معرفی گناباد، آداب و رسوم، مراکز دیدنی و تاریخی، روستاها، مراکز تفریحی و سایر اطلاعات مربوط به شهرستان گناباد است.